آموزش تجارت الکترونیک - مقاله در مورد مدیریت استراتژیک . قسمت اول
 
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

Instagram
   

مشاوره ، طراحی و اجرای مدل تجارت الکترونیکی کسب کار شرکت ها توسط تاجر الکترونیک

فصل اول : ماهیت مدیریت استراتژی

مقدمه:

اصولاً سؤال این است که چرا سازمان به مدیریت و برنامه ریزی نیاز دارد؟ سازمانها همچنانکه در طی زمان پیش می روند، نیاز به مدیرانی خواهند داشت که در آغاز با شگفتی هایی روبرو شوند که تمامی سازمانها  باید به ناچار آن را دریابند. مدیران، هنگامی بکار گرفته می شوند که در موقعیت هایی که در طی آن روشها، رویه ها، قوانین و مقررات،ساختارها و مواردی مانند آن، تبدیل به شرایط نامناسبی می شوند، بتوانند از بینش و قضاوت فردی خود بهره گیرند.


مقاله در مورد مدیریت استراتژیکhttp://iecg.ir/post/180


پس وظیفه اصلی مدیر، اداره کردن و رویارویی سریع با استثناهاست.

مدیریت برنامه استراتژیک:

چگونه ضرورت مدیریت استراتژیک پیدا شد؟ ایگور انسف عقیده داشت که اشباع بازار مصرف در امریکا  که بعد از جنگ جهانی دوم بوجود آمد، اولین جرقه برای برنامه ریزی استراتزیک بود.

هیچ برنامه ای را نمی توان قطعی دانست زیرا هم پیچیدگی و هم تغییرات در محیط زیاد است. به همین دلیل باید مدیر از دو ابزار کمی و کیفی که شامل شهامت خطر پذیری، صبر و متانت، در مواجه با مشکلات برخوردار باشد.

این مسائل ونیز مسائل تخصصی نشان داد که در سازمان، حوزه مسئولیتی وجود دارد که در حیطه هیچ یک از مدیریتهای تخصصی قرار نمی گیرد و تخصص خاصی است که مدیریت استراتژیک نام دارد.

السن وایدی برنامه ریزی استراتژیک را تلاشی منظم و سازمان یافته در جهت اتخاذ تصمیمات و انجام اقدامات بنیادی تعریف نمودند که به موجب آن، اینکه یک سازمان چیست، چه می کند و چرا اموری را انجام می دهد، مشخص خواهد شد. برنامه ریزی استراتژیک، ارتباطات و مشارکت را سهولت بخشیده، علایق و ارزشهای ناهمگرا را با یکدیگر همسو و منطبق می کند.

از دیدگاه لارنس و کلوک، مدیریت استراتژیک فرایند اتخاذ تصمیماتی است که منجر به توفیق، ادامه حیات یا مرگ مؤسسه می گردد. وظیفه استراتژیستها عبارتست از بهترین نوع استفاده از منابع مؤسسه در یک محیط در حال تغییر  بین برنامه ریزی بلند مدت و برنامه ریزی استراتژیک تفاوتهایی وجود دارد:

1.  در برنامه ریزی استراتژیک، از دید مفروضات، سیستم باز بوده و با تغییر محیط، سازمان نیز باید تغییر کند. اما در برنامه ریزی بلند مدت سیستم بسته می باشد.

2.  در برنامه ریزی استراتژیک تمرکز بر روی فرایند برنامه ریزی، تعیین، مدیریت، رسالت، تجزیه و تحلیل محیط خارجی و ظرفیت سازمانی و آموزش کارکنان است.

3.  در برنامه ریزی استراتژیک، گروه کوچکی از برنامه ریزان دخیل هستند و تعداد زیادی از ذینفعان مشارکت دارند.

4.  تصمیم گیری در برنامه ریزی استراتژیک بر اساس نمایلات و تحلیل روندهای جاری و مشخص صورت می گیرد.

5.  در برنامه ریزی استراتژیک تأکید بر روی تغییرات برون سازمانی، ارزشهای سازمانی و اقدامات پیشگامانه است.

6.  برنامه ریزی استراتژیک بر اساس تصمیماتی، در بعد درک موقعیت پنج سال آینده ولی متناسب با وضعیت حال انجام می شود.

7.  برنامه ریزی استراتژیک بر تصمیم گیری خلاق استوار می باشد در حالیکه برنامه ریزی بلند مدت مجموعه ای است از اطلاعات مرتبط با هم

8.  در برنامه ریزی استراتژیک فرایند برنامه ریزی بصورت از بالا به پائین و در سطوح فوقانی و مدیریت استراتژیک شرکت صورت می پذیرد.

9.  برنامه ریزی استراتژیک با در نظر گرفتن بهترین و بدترین حالت، سعی در برنامه ریزی واقع بینانه تری دارد.

10.                     برنامه ریزی استراتژیک با دید کلی و یکپارچه به مسائل نگاه می کند و تغییر پذیری کمتری داارد.

11.                     در برنامه ریزی استراتژیک گرایش بر برنامه ریزی و هدفگذاری و انعطاف پذیری است.

 

مدیریت استراتژیک ایجاد یک یا چند استراتژی مؤثر برای نیل به اهداف می شود و روشی است که در آن استراتژیها به تعیین اهداف و تصمیم گیری استراتژیک می پردازد. در این تعریف سه عنصر اصلی و اساسی مطرح گردیده:

1.  توسعه استراتژی

2.  اجرای استراتژی

3.  کنترل و ارزیابی استراتژی

فرایند برنامه ریزی استراتژیک باید چهار عامل کلیدی را درنظر داشته باشد:

1.  محیط اجرای برنامه

2.  استراتژی و برنامه

3.  ساختار سازمانی

4.  فرایند ارتباطات درون سازمانی

 

فرآیند مدیریت استراتژیك:

مزایای مدیریت استراتژیک:

1.  جهت گیری آینده را مشخص می کند

2.  اولویتهای آینده را مشخص می کند

3.  تصمیمات امروز، با توجه به پیامدهای آینده اتخاذ می شوند

4.  پایه های منطقی و قابل دفاع برای تصمیم گیری برقرار می نماید

5.  حداکثر مسائل درونی و بیرونی، تحت کنترل در آمده و حداکثر بصیرت در مسائل اعمال می گردد.

6.  مشکلات عمده سازمانی را حل و عملکرد سازمانی را بهبود می بخشد

7.  با شرایط در حال تغییر، به روش کارساز برخورد می شود

8.  بر عملکرد گروهی و تخصصی تأکید داشته و بر آن می افزاید

9.  ارتباطات و مشارکتها را تسهیل می کند

10. علایق و ارزشهای ناهمگرا را با یکدیگر همسو و منطبق می کند

11.  تصمیم گیری منظم و اجرای موفقیت آمیز را تشویق می نماید

اساس مدیریت استراتژیک بر این پایه قرار داردکه همه کارکنان در سطوح مختلف سازمان از آگاهی کافی برخوردار باشند.

مزیت دیگر مدیریت استراتژیک این است که موجب می شود به کارکنان تفویض اختیار شود.

موانع بالقوه پیشرفت برنامه ریزی استراتژیک

*     عدم اعتقاد مدیران اجرایی سازمان

*     بزرگی یا کوچکی بیش از اندازه گروه برنامه ریزان برای در برگرفتن تمامی رهبران و تصمیم گیران

*     نداشتن فرهنگ برنامه ریزی

*     عدم تعهد لازم در قبال استفاده از زمان و سایر منابع

*     افزایش کار روزمره و وجود فشارهایی که برنامه ریزی کردن را تحت الشعاع قرار می دهد

*     عدم تطبیق الگوی برنامه ریزی استراتژیک با شرایط خاص خود

*     عدم تمایل به داشتن تصوری ایده آل از آینده

*     پرهیز از تصمیم گیری های مشکل، عدم موفقیت درتعیین اولویتها و بودجه برنامه ای

*     عدم موضع گیری مثبت

*     علاقه و پشتکار ناکافی برای اتمام مرحله برنامه ریزی

*     رها کردن مرحله اجرای برنامه و فرایند ایجاد تغییر

*     بی توجهی به نتیجه برنامه استرتژیک

*     تناقض در مسیر فکری یا اولویتهای حرفه ای با واحدهای سازمانی مختلف

 

واژه های کلیدی در مدیریت استراتژیک:

مأموریت

مآموریت، فلسفه وجودی هر شرکتی را بروشنی بیان می کند و سندی است که یک سازمان را از سازمانهای مشابه متمایز می سازد. در واقع مأموریت سازمان، نموداری است که مسیر آینده سازمان را مشخص می نماید.

بیانیه مأموریت باید مشخصات زیر را داشته باشد:

1.  اختصار

2.  انعطاف

3.  تمایز

بیانیه مأموریت باید به چهار سؤال چه چیزی،برای چه کسی، کجا و چرا پاسخ دهد.

آرمان

همانطور که مأموریت، فلسفه بودن را تعیین می کند، آرمان راستای حرکت را با آینده نگری و توجه به تحولات آتی مشخص می کند. آرمان می تواند در مورد درون شرکت، موقعیت آن در بیرون و محصول شرکت تنظیم شود.

ارزش

ارزشها منعکس کننده باورها و اولویتهای شرکت است. ارزشها بعنوان اصول، راهنمای تصمیم گیری مدیریت و همچنین هدایتگر رفتار افراد در آن مجموعه می باشند. ارزشها جنبه های متفاوتی دارند که در بین آنها می توان به سه جنبه اصلی ارزشهای حیاتی، احساسی و عالی اشاره کرد.

نقاط قوت و ضعف(عوامل داخلی)

هر سازمانی با بررسی و تجزیه و تحلیل درونی، پی به نقاط قوت و ضعف خود می برد. تعیین نقاط ضعف و قوت از جمله کارهای قابل کنترل سازمان است.

فرصتها و تهدیدها(عوامل خارجی)

این بخش شامل بررسی استراتژیستها در مورد محیط است تا از طریق آن فرصتها و تهدیدهای عمده که فرا راه سازمان قرار گرفته شناسایی و تعیین گردد.

اهداف بلند مدت

اهداف بلند مدت بیاتگر آن چیزی است که سازمان قصد دارد در یک مقطع زمانی خاص در آینده به آنها دست یابد و یا به آن تبدیل شود.

استراتژی

واژه استراتژی از ریشه یونانی استراتژیما به معنی فرمانده ارتش، مرکب از استراتوس به معنی ارتش و اگو به معنی رهبر گرفته شده است. تئوریسین های علم مدیریت، استراتژی را چگونگی تخصیص مطلوب منبع کمیاب، جهت رسیده به اهداف اقتصادی تعریف کرده اند.

برای مطاله ادامه اینجا را کلیک کنید 




:: مرتبط با: مقالات ,
:: برچسب‌ها: دانلود مقاله در مورد مدیریت استراتژیک , دانلود مقاله در مورد تجارت الکترونیک , آکادمی تجارت الکترونیک ایران , تاجر الکترونیک , آموزش تجارت الکترونیک , حسین زینی وند مبدع کارگاه های عملی پرورش تاجر الکترونیک در ایران , دانلود مقالات مدیریت بازرگانی ,